طنز /من و مورچه
-------------------------------------------------------------------------------------
قسمت اول
تربیتش کرده ام . کارش را خوب بلد است . مطمئنم . هر چی جادو و جمبل می توانستم از اقدس خانوم ( جادوگر محل ) گرفتم و شب تا صبح برایش خواندم.
درست روی گزینه ی صحیح پارک می کند . پارسال هم اگر به جای آن یک مشت عدس بی فایده، او را با خودم سر جلسه برده بودم الان سر کلاس نشسته بودم .
پارسال عدس ها را که روی پاسخ نامه پاشیدم فقط چند تایی سر جای درست خود قرار گرفتند . باقی همه من را راهی پشت کنکوری ها کردند ولی امسال .... .
باید از مامان یک نخ باریک بگیرم و به گردنش بیاندازم . یک وقت گم نشود ! مورچه ام را می گویم .
مورچه ی جادویی من !!
قسمت دوم
مورچه را خوب تربیت کرده ام . آزمون آزمایشی هم از او گرفته ام . 70% سوالات را درست زده بود . توقف درست او مساوی است با قبولی من در آزمون ! بعد از آزمون می توانم مورچه را به قیمت خوبی بفروشم و یک 206 بخرم و تا دانشگاه ویراژ بدهم و به دوستانم پز بدهم . چه زندگی لذت بخشی !!
وای مورچه کو؟!؟ خدایا 206 ام بر باد رفت !
قسمت سوم
به خدا می کشمش ! زندگی ام رو بر باد داد ! بدبختم کرد . حالا چه جوری جلوی بچه ها سرم رو بالا بگیرم ! به همه گفته بودم که قبول می شم . هیچ کس نمی دونست من که درس نمی خوونم چه جوری می توونم قبول شم . خوب تربیت شده بود . 70 درصد سوالات را درست جواب می داد . روز امتحان نمی دونم چش شد !!!!
شب قبل هر چی بهش گفتم زود بگیر بخواب گوش نکرد . حالا من چی کار کنم ؟!؟
دوباره باید یه سال دیگه درس بخوونم !!!! نمی خوونم !!! دوباره با مورچه کار می کنم . می فهمی . سال دیگه اگه قبول نشی، راستی راستی می کشمت ! |